لیندا کیانی بازيگر و هنرمند تلويزيون گفت: از شاخصههاي يك بازيگر خوب از لحاظ فلسفي اين است كه نبايد خود را فداي شخصيت فيلمنامه كرده و بازيگر بايد نقش و شخصيت داستان را به خود نزديك كند.
ليندا كياني در حاشيه برنامه زندهرود و در حاشيه سفر خود به اصفهان با بيان اينكه حضور در اصفهان خاطرات دوران دانشجويي مرا زنده ميكند، اظهار داشت: از اينكه با سفر به اصفهان خاطرات دوران دانشجويي برايم مرور شد، بسيار خوشحال هستم. وي با اشاره به اينكه رشته اصلياش در دانشگاه فلسفه است، افزود: فلسفه و بازيگري ارتباط تنگاتنگي با يكديگر داشته و از هر دوي آنها ميتوان به عنوان هنر ياد كرد و من با فلسفه نگاه دقيقتري به زندگي خود داشتهام. بازيگر و هنرمند تلويزيون در ارتباط با كار جديد خود در تلويزيون گفت: بازي در يك سريال تلويزيوني به من پيشنهاد شده است كه به زودي قرارداد بازي در آن سريال را خواهم بست. كياني به سريالهاي قبلي خود اشاره و تصريح كرد: سريال «روز حسرت» به عنوان نخستين سريالي بود كه در آن به ايفاي نقش پرداختم و بازي در اين سريال تجربه خوبي را در اختيار من قرار داد تا بتوانم در اين عرصه به موفقيتهاي بسياري دست پيدا كنم. وي «ساعت شني» را به عنوان دومين كار تلويزيوني خود دانست و بيان داشت: اين سريال به عنوان دومين كار بازيگري من در تلويزيون خوب بود اما به دليل پخش سه روز در هفته اين سريال و اينكه نمايش آن از تلويزيون زمان به خصوصي نداشت، بسياري از علاقهمندان از ديدن آن محروم شدند. بازيگر و هنرمند تلويزيون به شاخصههاي يك بازيگر خوب از لحاظ فلسفي اشاره و تصريح كرد: يك بازيگر خوب نبايد خود را فداي شخصيت فيلمنامه كرده و بازيگر بايد نقش و شخصيت داستان را به خود نزديك كند. كياني افزود: بازيگر در ارائه نقش خود بايد شخصيت مورد نظر در فيلم را از نزديك لمس كرده و تمام ويژگيهاي شخصي خود را نيز در بازيهاي خود به كار گيرد.
منبع:فارس/ممنون از مهناز عزیزم
نوشته شده توسط آوا در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 ساعت 8:58 موضوع مصاحبه ها | لینک ثابت
![]() |
نوشته شده توسط آوا در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 ساعت 0:51 موضوع مصاحبه ها | لینک ثابت
لیندا کیانی آرام آرام به چهره ای شناخته شده تبدیل می شود
ساعت شنی و قتی با استقبال مخاطب تلویزیونی مواجه شد در واقع استارت کار حرفه ای بازیگر جوانی بود که تجربه دوم خود را در تلویزیون با حضور در سریال روز حسرت و البته کنار بازیگران نام آشنایی چون افسانه بایگان و فرامرز قریبیان به دست آورد.لیندا کیانی حالا به مرور به چهره آشنایی برای تعقیب کنندگان سریالهای سینما تبدیل می شود.کیانی این بار در رستگاران به کارگردانی سیروس مقدم حضور دارد با این تفاوت که حالا بیننده نسبت به یک سال پیش با چهره این بازیگر آشناست و بازی او را از نظر می گذراند.
خدا را پیدا کردم
در کودکی تنها دغدغه فکری ای که داشتم وجود خدا بود.شب و روز را دنبال چگونگی وجود خدا می گشتم.هزار سوال بی جواب در اینباره داشتم که هیچ کس پاسخی برای آنها نداشت.در واقع از هر کسی سوال می کردم جوابم را اینطور می داد که نباید به این فکر کرد که خدا از کجا آمده چون فکر کردن به این مقوله گناه است.با این حال یک روز که به منزل یکی از دوستانم رفته بودم اتفاق جالبی افتاد.خواهر بزرگتر دوستم مشغول درس خواندن بود.من آن زمان 10 ساله بودم.پرسیدم چه درسی می خواند که او جواب داد:«فلسفه»جمله بعدی اش این بود که جواب هر سوالی در این کتاب نوشته شده است.همان لحظه فکر کردم معتبرترین منبع علمی دنیا را پیدا کرده ام.حالا که این همه سال گذشته هم همین فکر را می کنم.در واقع بالاخره جواب اینکه خدا از کجا آمده را به دست آوردم.
از یک جرقه کوچک تا یک آرزوی بزرگ
همیشه یک جرقه باعث شکل گیری یک آرزو و یا یک هدف می شود.فقط کافی است نگاهی به گذشته انداخت؛آنوقت می توان دید که گذشته به روشنی همین امروز است.فکر می کنم 9 سالم بود که یکی از دوستانم من را به جشن تولدش دعوت کرد.برای رفتن به تولد دوستم آماده شده بودم که خیلی اتفاقی برنامه مان تغییر کرد و قرار شد که همراه مادرم به یک مهمانی دیگر بروم.البته خیلی اصرار کردم که همراه مادرم نروم ولی فایده ای نداشت و در نهایت مجبور به رفتن شدم.از خانه که خارج شدیم یک گروه فیلم برداری مشغول کار بودند.ظاهرا این گروه دنبال دختری هم سن و سال من بودند برای همین به محض اینکه من را دیدند با مادرم صحبت کردند و آدرس و شماره تلفن منزل را در اختارشان قرار دادیم.اتفاقا همان زمان چندین عکس هم از من گرفتند.مادرم آن موقع خیلی خوشحال شد اما قسمت اینطور بود که قبل از تماس گروه فیلم برداری آدرس ما تغییر کند و آنها دیگر دسترسی به من نداشته باشند.می خواهم بگویم که جرقه فکر کردن به بازیگری از همان موقع برای من آغاز شد.در واقع به خاطر خوشحال کردن مادرم بود که این تصمیم را گرفتم.مادرم عزیزترین موجود دنیاست،لذت بخش ترین لحظات زندگی ام که برای هر ثانیه اش هزاران بار خدا را شکر می کنم همان وقتهایی است که با مادرم چای می خورم.
حسین پناهی،کوتاه اما ماندگار...
یکی از بهترین احساسهایی که همواره در زندگی ام داشته ام همنشینی و هم صحبتی با آدمهای بزرگ و متفاوت بوده است.یکی از همان آدمهای بزرگ که مصاحبت کوتاه ولی تاثیر گذاذی با او داشتم؛حسین پناهی بود.مرد بزرگی که هر یک خطش برای من فلسفه است.زندگی و سادگی خط به خط شعرهایش قدرت تکان دادن آدمها را دارد.دیدارم با او کوتاه بود اما تک تک حرفهایش در ذهنم مانده...
اولویت زندگی من...
کار اولویت اول است.چه اینکه با کار کردن به بهترین شکل ممکن در زندگی به آرامش می رسم.
کارتون محبوب من...
یکی از کارتونهای مورد علاقه ام جودی آبوت(بابا لنگ دراز)است.کارتونی که هر چند بار هم نگاه کنم برایم تکراری و خسته کننده نمی شود.
اولین تجربه
اولین کارم ساعت شنی بود که کارگردانی آن را بهرام بهرامیان بر عهده داشت.من این خوش شانسی را داشته ام که با کارگردانهای قابل و در کنار آدمهای بزرگ کار کنم.
نقش کوتاه با آدمهای بزرگ...
من فعلا در مرحله یادگیری هستم،بنابراین حتی حاضرم در نقشهای کوتاه هم بازی کنم.البته می خواهم نقشهای کوتاه را کنار آدمهای بزرگ بازی کنم تا فوت و فن کار را بیاموزم.
رستگاران تضمینی برای دیده شدن
کار با آقای مقدم برای من یک اتفاق خوب بود.البته معتقدم این موضوع نه فقط در مورد من بلکه درباره هر کسی که با او کار می کند مصداق دارد.در واقع کار با آقای مقدم تضمینی است برای شناخته شدن و البته دیده شدن.تا به امروز همه سریالهای پخش شده از ایشان در زمره پربیننده ترینها بوده.خوب من هم واقعا خوشحالم که برای دومین بار این اتفاق خوب برایم تکرار شد.همیشه از آقای مقدم به خاطر اطمینانی که به من کردند هم برای رستگاران و هم روز حسرت ممنون هستم.البته رستگاران محسنات زیادی دارد.حضور آتیلا پسیانی در این سریال و کار کردن کنار ایشان لذت بخش است.تمام کدت کار چه زمان اجرا چه پشت صحنه سعیم این بود که از ایشان یاد بگیرم.در این میان باید از سعید نعمت الله هم بگویم.حضور ایشان در گروه یک دلگرمی بود،با حضور ایشان تمام سکانسها را با آرامش بیشتری بازی کردم.با حوصله فراوان با همه کار کردندو نوشته هایشان را همانطور که در ذهنشان شکل گرفته بود در اختیار ما می گذاشتند.
منبع:مجله زندگی ایرانی/با تشکر از رعنای عزیز برای عکس
نوشته شده توسط آوا در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 ساعت 16:39 موضوع مصاحبه ها | لینک ثابت
پلانش برداشت شد و با همان گریم،رو به روی ما نشست تا ثابت کند خوش قول است. بیان و ادبش به تو یادآور می شود که فلسفه،صرفا رشته تحصیلی اش نبوده و زندگی اش آمیخته با فلسفه است.
وقتی می گوید:«متولد 59 هستم و فقط سه سال است که وارد حیطه بازیگری شده»،تعجب می کنی که این همه تجربه را از کجا به دست آورده است. نگاهش را دقیق می کند و با اعتماد به نفس فیلم را برمی گرداند به عقب.درست به زمانیکه اولین جرقه هنر در ذهنش زده شد و او را به سر کلاسهای کمال الملک نشاند و بعد روانه کلاسهای بازیگری اش کرد. این با روی لیندا کیانی زوم کردیم تا از او بنویسیم،از خواسته ها و ناخواسته هایش...
از حق نگذریم جزو بازیگران خوش شانس هستید.از همان ابتدا با بهترینها کار کردید.خودتان این قضیه را تایید می کنید؟
بله،همیشه سرم را بالا می گیرم که از همان ابتدا با بهترینها کار کردم.
اگر درست بگویم اولین کارتان با بهرام بهرامیان بود!
بله.ساعت شنی اولین کار تصویری ام بود و البته افتخار همکاری با بهرامیان.
گویا پیش از همکاری با بهرامیان به کلاسهای بازیگری شریفی نیا می رفتید.
برای اینکه بازیگری را خوب درک کنم به کلاسهای بازیگری محمدرضا شریفی نیا می رفتم و خیلی چیزها از این کلاسها آموختم.
از طریق شریفی نیا به بهرامیان معرفی شدید؟
بله،آقای شریفی نیا لطف کردند و معرف من شدند.من هم تمام سعی ام را کردم که بهترین باشم.سرسریال ساعت شنی خیلی تجربه ها کسب کردم که باعث شد بازیگری را لمس کنم.
پروژه روز حسرت چندمین کارتان بود؟
دومین.همکاری با تلویزیون و افتخار بازی مقابل دوربین سیروس مقدم.
خودتان در این پروژه بازی لیندا کیانی را قبول داشتید؟
بله،چون لیندا تمام سعیش را کرد!هر چند نقش او سکانسهای زیادی را به خود اختصاص نمی داد،ولی بازیگر هر چند کوتاه باید طوری بازی کند که در ذهنها باقی بماند.من فکر می کنم با روز حسرت دیده شدم.
دلیل همکاری دوباره با سیروس مقدم چه بود؟
بزرگواری مقدم.کار با این کارگردان،درست مثل آموختن در کلاس درس است و من هم سعی کردم شاگرد ممتاز کلاس مقدم باشم.
قبول می کنید که هر کسی با مقدم همکاری می کند،در پروژه های بعدی او هم جای خود را دارد؟
منظورتان این است که مقدم تیم خود را دارد و به جز این تیم،با کسانی دیگر همکاری نمی کند؟
دقیقا!وجود افشین سنگ چاپ در کارهای ممتد مقدم و حتی چندین همکاری پی در پی با حامد کمیلی،پوریا پورسرخ و حتی خود شما گفته من را تایید می کند.
شما وقتی با یک سری افراد همکاری می کنید و از کار با آنها راضی هستید،دوست دارید در پروژه دیگر هم با همین افراد کار کنید.چون در حیطه کاری همدیگر را درک می کنید.این مسئله دلیل نمی شود که من فکر کنم شما برای خودتان باند یا تیمی دارید که به جز اعضای تیم فرد دیگری را به پروژه هایتان راه نمی دهید.حتما مقدم از کمیلی،پورسرخ و حتی من راضی بوده.
پس می شود حدس زد که لیندا در کار بعدی مقدم هم حضور خواهد داشت؟
در سینما و تلویزیون هیچ مسئله ای صد در صد نیست.سیروس مقدم از بازی حامد کمیلی هم راضی بود اما در چند پروژه اخیر نقشی برای جنس بازی او نداشت.شاید در کار بعدی مقدم جایی برای لیندا کیانی نباشد.در اینجا باید نظر مخاطب را هم جلب کرده باشم.
می شود حدس زد لیندا از یک مغز متفکر مشورت می گیرد که کار در پروژه مناسبتی را به کار در تله فیلم و... ترجیح می دهد.دلیل بازی در پروژه های مناسبتی چیست؟
نمی شود گفت مغز متفکر؛اما همیشه برای انتخاب کارهایم،با بهترینها مشورت می کنم.برای مثال برای بازی در روز حسرت با بهرامیان مشورت کردم و او گفت:«اصلا شک نکن!کار با مقدم پله ها تو را بالا می برد.»و اینکه مناسبتی کار می کنم صرفا به خاطر دیده شدن نیست بلکه اتفاقی است.پیشنهاد کاری که پذیرفته شد.
و اما بازی روبه روی بزرگانی چون آتیلا پسیانی،چه تجربه ای برایتان بر جا گذاشت؟
عالی بود.پسیانی اصلا در آموختن خسیس نیست و من فقط از این هنرمند بزرگ یاد گرفتم.شاید خودم هم روزی فکر نمی کردم مقابل پسیانی بازی کنم.
اگر موافق باشید کمی گپ و گفت را خصوصی تر کنیم؛از درونیات لیندا بپرسیم.
با اینکه از سوالات خصوصی خوشم نمی آید اما چون شمایید بپرسید.(با خنده)
بهترین کتابی که خواندید چه کتابی بود؟
کتاب امواج شکسته.این کتاب فوق العاده بود.
چرا این کتاب جذبتان کرد؟
چون رئال بود.واقی بود.
پس فیلم نامه سعید نعمت ا... هم به دلتان نشسته است؟
دقیقا،چون رئال و واقعی بود و به دور از اغراق.اتفاقا به تازگی کتاب«در این قسمت چیزی ننویسید» را از سعید نعمت ا... خواندم،کاری عالی و متفاوت بود.
اگر در همین لحظه یک بلیط رفت و برگشت به شهر مورد علاقه تان به شما هدیه شود،چه شهری را انتخاب می کنید؟
شیراز
چرا؟
چون خودم هم شیرازی هستم و در همین لحظه دوست دارم به شیراز پرواز کنم.(می خندد)
دغدغه امروزتان؟
فقط کار.
بیمه خانه سینما هستید؟
خیر
قبول دارید که حتی پیشرفت چشمگیر در این عرصه،امنیت شغلی شما را تامین نمی کند؟
سوال خوبی پرسیدید.گفته تان را کاملا قبول دارم،می دانم درآمد چندانی ندارد؛در همه جای جهان بازیگران دستمزد بالایی می گیرند ولی در ایران دستمزدهای میانگین هم خیلی پایین است.به علاوه درآمد کم،بازیگر امنیت شغلی هم ندارد.اما عشق است و باید عاشق کارت باشی تا دوام بیاوری.
تا کنون بازیگری برایتان درآمدزا بوده است؟
خیر،فکرش را نکنید که با سه پروژه درآمد چندانی کسب کنم.
شنیده ها می گویند که با بوم و رنگ هم آشنایی دارید؟
چند سالی پیش از اینکه وارد دانشگاه شوم،در هنرستان کمال الملک،واقع در محدوده پیچ شمیران دوره نقاشی گذراندم.بیشتر طبیعت بی جان کار می کردیم و آن روزها عشقم بوم بود و رنگ.
چرا کار در حیطه نقاشی را رها کردید؟
در دانشگاه رشته فلسفه قبول شدم و تا مدرک کارشناسی ارشد پیش رفتم.تحصیل در دانشگاه،زمانی برای ادامه فعالیتم در عرصه نقاشی به من نداد.
اگر امروز هوس بازی با بوم و رنگ را داشته باشید،روی بوم چه می کشید؟
ماهی،عاشق ماهی هستم.
چراغ جادویی دارید و غولش منتظر است تا آرزویی از تو را برآورده کند،چه آرزویی می کنید؟
نامریی شوم.
چرا؟
یک سری کارها و قضاوتها دارم که باید آنها را به سرانجام برسانم.
در یک جمله،لیندا کیانی را با موقعیت امروزیش قبول دارید؟
از پس بازی برمی آیم.چهره ام و البته بازی ام جوابگوی تصویر است اما انتظار بیشتری از خودم دارم.
دوست داری در زندگی به کجا برسید؟
آرامش،در یک کلمه فقط آرامش.
منبع:مجله مادران/با تشکر از رعنای عزیز به خاطر عکس
نوشته شده توسط آوا در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 ساعت 11:43 موضوع مصاحبه ها | لینک ثابت
عکسهای «ساعت شنی»:
عکسهای پشت صحنه در کنار پوریا پورسرخ وکمند امیرسلیمانی(اسم آقایی که در فیلم نقش برادر لیندا بود رو نمی دونم!)
نوشته شده توسط آوا در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 ساعت 11:10 موضوع مصاحبه ها | لینک ثابت
دوستان گلم این مصاحبه اختصاصی وبلاگ با لیندا جون نیست.مصاحبه اختصاصی وبلاگ در راه است...
اگرچه فوقلیسانس فلسفه است اما عشق به بازیگری او را به سمت این حرفه کشانده است.
لیندا کیانی که در کلاسهای بازیگری شریفینیا آموزش دیده بود خیلی زود استعداد خودش را در بازیگری نشان داد. آنقدر که شریفینیا که مسوولیت انتخاب بازیگران مجموعه تلویزیونی «ساعت شنی» را برعهده داشت برای نقش «مهتاب» او را بسیار مناسب تشخیص داد.
حتی چهره مهربان و نگاه مظلوم او هم نتوانست شریفینیا را متقاعد کند که انتخاب او برای نقش دختری گستاخ و پر شر و شور نمیتواند مناسب باشد. کیانی امروز اولین تجربهاش در کار بازیگری را حضوری موفق میبیند و خوشحال است برای اولین بار در مجموعهای پرمخاطب دیده شده است. اگرچه به گفته خودش از سر کمتجربگی بسیار باعث زحمت کارگردان و حتی بازیگران حرفهای این مجموعه تلویزیونی شده است.لیندا کیانی از اولین تجربهاش در بازیگری و بازی در نقش «مهتاب» حرفهای بسیاری برایمان دارد. با هم میخوانیم.
▪ از چه زمانی وارد عرصه بازیگری شدید؟
ـ مجموعه تلویزیونی «ساعت شنی» اولین تجربه تصویری من بود تا قبل از این مجموعه در هیچ یک از عرصههای بازیگری اعم از سینما، تئاتر و تلویزیون فعال نبودم.
▪ زمان ورود به این حرفه چه شناختی از دنیای بازیگری داشتید؟
ـ قطعا شناخت کاملی نداشتم، شاید تنها علت ورودم به این حرفه، عشق و علاقهای بود که به هنر بازیگری داشتم.
▪ از چه زمانی در جریان ساخت و بازی در این مجموعه قرار گرفتید؟
ـ من بهطور تجربی دورههای بازیگری را در کلاسهای آقای شریفینیا گذراندهام. در همین دورهها بود که ایشان من را برای این مجموعه و بازی در نقش «مهتاب» انتخاب کردند. اتفاقا زمانی که به گروه ملحق شدم یک ماه از شروع کار میگذشت.
▪ برای شناختن «مهتاب» در قدم اول نقش را خواندید یا کل فیلمنامه را؟
ـ راستش چون دیر به جمع بازیگران مجموعه پیوستم ابتدا تصمیم گرفتم تنها نقش «مهتاب» را بخوانم بعد از اینکه از کم و کیف نقشم مطلع شدم با فرصت بیشتر مشغول مطالعه فیلمنامه شدم. کامل آن را خواندم تا در جریان ماجرای تمامی شخصیتهای داستان قرار بگیرم.
▪ با مطالعه زیر و بم نقش «مهتاب» در وهله اول چه تصوری از این کاراکتر در ذهنتان نقش بست؟
ـ نوعی لجبازی و حماقت. کارهایی که در طول داستان سریال از مهتاب سر میزد از روی بدذاتی او نبود، تنها علت آن حماقت و بچهبازیهایی بود که در شخصیت و روحیات او وجود داشت و شاید ناخواسته و عجولانه او را به عکسالعملهایی غیرمنطقی وامیداشت.
▪ تا قبل از اینکه این نقش را بازی کنید تا چه حد با روحیات و ویژگیهای شخصیتی جوانهایی مثل «مهتاب» آشنا بودید؟
ـ باید بگویم هیچ.
▪ پس برای رسیدن به نقش مهتاب از معیار و الگوهایی ملموس نتوانستهاید استفاده کنید؟
ـ به هر حال در جامعه ما از اینگونه افراد کم نیستند و در همه جا میتوانیم این جوانها را ببینیم. در واقع معضلی که مهتاب با آن دست به گریبان بود در جامعه ما یک موضوع پنهانی محسوب نمیشود. میخواهم بگویم برای بازی در نقشی مثل مهتاب احتیاجی نیست که حتما با این افراد از نزدیک برخوردی داشته باشیم و با آنها هم صحبت شده باشیم.
▪ زمانی که فیلمنامه را میخواندید طبیعتا تصویری از شخصیت مهتاب در ذهنتان شکل گرفته است که بعد از آن سعی کردهاید منطبق با آن پیش بروید، بعد از پخش سریال و تماشای نوع بازی که ارائه داده بودید چقدر آن را به تصویر ذهنی خودتان نزدیک دیدید؟
ـ نمیتوانم بگویم کاملا همان تصوراتم را بازی کردم. چون شخصیت مهتاب در فیلمنامه بسیار خشنتر از آن چیزی بود که من آن را بازی کردم. در طول کار و صحبتهایی که با آقای بهرامیان داشتیم به این نتیجه رسیدیم که باید کمی از غلظت خشونت مهتاب کم شود.
▪ اگر چه این خشونت تعدیل شد ولی همچنان تضادی بین چهره مظلوم و رفتار خشن مهتاب وجود داشت. این تضاد چقدر برای شما و کارگردان مهم بود؟
ـ دقیقا درست میگویید. یادم هست روز اولی که من را به آقای بهرامیان معرفی کردند و ایشان من را دیدند اولین چیزی که گفتند این بود که چهره شما بسیار مظلوم است در حالی که کاراکتر مهتاب شرور و ستیزهجو است. آقای بهرامیان میگفتند خودت باید در طول کار بتوانی آن خشونت را دربیاوری.
▪ از ایدههای خودتان هم در کار استفاده کردید یا در تمام مراحل صرفا متکی به راهنماییهای آقای بهرامیان (کارگردان) بودید؟
ـ ببینید گروهی که من با آنها کار میکردم اعم از عوامل تولید و گروه بازیگران بسیار حرفهای بودند آنقدر که من در بین آنها کاملا آماتور به حساب میآمدم. روال کار به این شکل بود که در کنار آن چیزهایی که خودم به نقش اضافه میکردم آقای بهرامیان نیز بسیار به من کمک میکردند و به جرات میتوانم بگویم در طول کار ایشان را بسیار اذیت کردم.
▪ صحنهای بود که خودتان از دست مهتاب حرص بخورید و عصبانی شوید؟
ـ بله، صحنههایی که مهتاب با روشنک در بحث و جنگ و جدل بود. با خودم میگفتم این دختر چقدر باید پررو و قدرنشناس باشد (میخندد).
▪ اشاره کردید به روشنک. از ابتدای مجموعه میدیدم که مهتاب دائما با روشنک سر جنگ دارد، اما در انتهای مجموعه خیلی به او نزدیک می شود و به نوعی با هم کنار میآیند، دلیل این تغییر رویه مهتاب چه بود؟
ـ مهتاب زمانی که برای بار دوم به بهزیستی میرود این روشنک است که دنبالش میرود و او را به خانه برمیگرداند و دلیل تغییر رفتار مهتاب همین بود. به اصطلاح میشود گفت که بعد از آن ماجرا،مهتاب سرش به سنگ خورد و از حرکات و رفتارش پشیمان میشود.
▪ اما با تمام این شرارتها در مقابل مینا رازی کم میآورد،چرا؟
ـ در ابتدا هم گفتم مهتاب ذاتا دختر بدی نیست،تمام کارهایش ناشی از حماقت و بچهبازیهایی است که حتی برای سن او مناسب نیست. کارهایی که شاید از دختربچههای ۱۳، ۱۴ ساله سر میزند. در حالی که این یک دختر ۱۹ ساله است.
به همین دلیل تاقبل از آشناییاش با مینا رازی پیش خودش فکر میکند تنها خودش به قول معروف قلدر است و میتواند به همه زور بگوید اما بعد از آشناییاش با مینا میبیند که نه اینطوری هم نیست بالاخره یکی از خودش قلدرتر و زورگوتر هم پیدا میشود به همین دلیل است که به نوعی کم میآورد و مجبور میشود قدری کوتاه بیاید.
▪ کدام بعد از شخصیت مهتاب را از ویژگیهای شخصیتی خودتان وام گرفتید؟
ـ به هر حال جاهایی از شخصیت مهتاب به شخصیت خودم برمیگردد. چون به هر حال این من بودم که مهتاب را بازی کردم و در واقع تصویری از او ساختم. تمام تکیهکلامها، حرکات و... مال من بود. به همین علت بجز آن شرارتها، باید گفت بعدهای شخصیتی دیگر مهتاب به خودم نزدیک است. البته من بسیار مظلومتر از مهتاب هستم.
▪ این مجموعه در زمان پخش در کانون توجهات قرار گرفت و هر روز نقدهای بسیار زیادی از آن در مطبوعات به چاپ میرسید. از اینکه در چنین مجموعه پر سر و صدایی حضور داشتید چه احساسی دارید؟
ـ (قدری تامل میکند) مطمئن باشید که هیچوقت پشیمان نخواهم بود. واقعا خوشحال هستم از اینکه اولین تجربهام در کار بازیگری برای خودم و مردم اثری ماندگار شد.
▪ نقدها را چطور دیدی؟
ـ به نظر من «ساعت شنی» یکی از بهترین مجموعههایی بود که تاکنون از تلویزیون پخش شده است. هم از نظر موضوع و هم از نظر بازیگرانی که دور هم جمع شده بودند و این مجموعه را به سرانجام رساندند، اثری شاخص محسوب میشود.
▪ طی مدتی که سریال روی آنتن بود از بازی خودتان هم نقدی خواندید؟
ـ متاسفانه نه. چون در طول این مدت اغلب به شدت درگیر امتحاناتم بودم. به همین خاطر اصلا فرصت نکردم که چیزی بخوانم.
▪ وقتی سریال را دیدی احساس کردی پلان یا نمایی از بازیات حذف شده باشد؟
ـ بله.
▪ مشخصا برایمان توضیح میدهید؟
ـ در پلانی که میدیدیم مهتاب و برادرش در نمایشگاه مینا رازی دعوا میکنند مهتاب کتک سختی از برادرش میخورد. در ادامه مینا برای دفاع از مهتاب برادر او را میزند و بعد مهتاب فرار میکند و... این موارد از حذفیات سریال بود. البته یک پلانی که در قسمت آخر سریال جایش خالی بود و حذف شده بود صحنه از دنیا رفتن ملوک بود که...
▪ به کدام یک از این صحنههای حذفشده دلبستگی بیشتری داشتید؟
ـ صحنه مرگ ملوک.
▪ اگر به عقب برگردیم و امروز قرار باشد در این مجموعه بازی کنید باز هم حاضرید نقش مهتاب را بازی کنید یا اینکه نقش دیگری را در این مجموعه انتخاب میکنید؟
ـ مطمئنا باز هم نقش مهتاب را انتخاب خواهم کرد چون واقعا دوستش داشتم.
▪ بازی در کنار بازیگران حرفهای برایتان چگونه بود؟
ـ بسیار خوب و لذتبخش بود. خیلی شنیده بودم که بازی در کنار بازیگران معروف و پیشکسوت سخت است،اما وقتی خودم در این موقعیت قرار گرفتم اصلا سختی حس نکردم. بیشتر برایم درس بود. مثلا خیلی وقتها در بعضی صحنهها که دچار استرس میشدم یا دیالوگی یادم میرفت خانم تیموریان با آرامش خاصی با من تمرین میکردند و سعی میکردند که من به کارم مسلط شوم همینطور خانم مقانلو که بسیار به من کمک کردند و من از این افراد توانستم یاد بگیرم که بزرگی تنها به معروفیت نیست. من تکتک این افراد را در طول کار اذیت کردم و آنها با صبوری من را تحمل کردند.
▪ ظاهرا برای ادامه این مسیر خیلی راغب هستید؟
ـ بله، بسیار زیاد.
▪ در ادامه از لحظاتی برایمان بگویید که احساس کردهاید که اوج بازیتان است؟
ـ به نظر من اوجی وجود نداشت. تنها در مواقعی که آقای بهرامیان را کمتر اذیت میکردم و صحنهای را بدون کمترین مشکل ضبط میکردیم برایم لحظه اوج بود. چون این موضوع برایم بسیار اهمیت داشت.
▪ بازخورد مردم در این مدت چگونه بود؟
ـ خیلی خوب. برایم باورکردنی نبود.
▪ اولین تجربه تصویریتان رابا سریالی پرمخاطب و قابل توجه شروع کردید، چقدر در پی این هستید که این موقعیت را در انتخابهای بعدیتان هم حفظ کنید؟
ـ صددرصد. قبل از اینکه به این کار دعوت شوم فقط برایم مهم بود بازی کنم و برایم فرقی نمیکرد که کار خوبی است یا بد و اینکه به چه نتیجهای میرسد اما بعد از این مجموعه طی این مدت پیشنهادهای زیادی داشتم. ناخودآگاه تمام نقشهای پیشنهادی را با مجموعه «ساعت شنی» و شخصیت مهتاب مقایسه میکنم و همیشه به خودم میگویم نکند نقشی را که قبول میکنم به موفقیت قبلیام لطمه بزند؟
▪ میخواهید بگویید دچار وسواس شدهاید و ترجیح میدهید گزیده کار کنید؟
ـ بله، سعی میکنم این اتفاق بیفتد.
▪ دغدغه بعدی لیندا کیانی بعد از بازیگری چیست؟
ـ درسم. تنها دغدغه زندگیام درسم است. در حال حاضر هم باید خودم را برای کنکور دکترا آماده کنم. دغدغه بازیگری برایم در مرحله بعدی زندگی قرار دارد.
|
|
||
نوشته شده توسط آوا در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 ساعت 7:23 موضوع مصاحبه ها | لینک ثابت
اول سیو کنین بعد بخونین.بابت کیفیتم شرمنده... ![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط آوا در سه شنبه سی ام مهر 1387 ساعت 7:55 موضوع مصاحبه ها | لینک ثابت
مصاحبه مجله نقش آفرینان با لیندا کیانی...(اول سیو کنین بعد بخونین!)
نوشته شده توسط آوا در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 ساعت 8:29 موضوع مصاحبه ها | لینک ثابت
وقتی رفتیم برای مصاحبه اصلا" توقع چنین برخورد خوبی رو نداشتیم.......بازیگر جوان و مستعدی که از تمام حرف هایش صداقت , سادگی و صمیمت دیده می شد...........لیندا کیانی نباید خودش را دست کم بگیرد و باید خیلی حواسش به خودش باشد..............می خوانیم مصاحبه ب گروه فرهنگی هنری هنرنو را با لیندا کیانی
-فقط سوال های سخت نپرسید
باشه پس از سوال های اسان شروع میکنیم.........چی شد وارد هنر و بازیگری شدید؟
-من دوره ی بازیگری رفتم پیش اقای شریفی نیا و خانم حاجیان که بعد اقای شریفی نیا من رو به اقای بهرامیان معرفی کردند
تحصیلاتتون در چه زمینه ای بود؟
-فوق لیسانس فلسفه دارم
فلسفه چه ربطی داره به بازیگری؟
-جفتش هنره
شما تو کدومش هنرمندترین؟
-این از اون سوالهای سخته ها.........اینو اخر جواب میدم
(ایشون لطف کردند و اخر هم این سوال رو جواب ندادند)
حالا چرا رفتید سراغ فلسفه؟
-من عاشق بازیگری بودم اما نتونستم توی هنرستان برم بازیگری ترجیح دادم فلسفه بخوانم و بعدا" بازیگری را دنبال کنم
به بازیگری علاقه مندید!چی داره این هنر و بازیگری که همه علاقه مندش هستند؟
-بالاخره جذابیت داره.........این ها رو باید بعدا" جواب بدم سوال های اسون بپرس
سوال اسان؟!یک بیوگرافی از خودتون بگید؟
-گفتم فوق لیسانیس فلسفه متولد23/شهریور/1359

قبل از اینکه بیاید سراغ بازیگری یه رویایی از بازیگری در ذهنتون ساخته بودید الان که وارد این عرصه شدید اون تصورات به همون شکل به واقعیت پیوست؟
-حتی بهتر هم بود.......تنها چیزی که تو زندگی من رو راضی میکنه همین بازیگری
یعنی همین اندازه کافیه؟
-به معلومه که نه من تازه اول کارم
اخر کار کجاست؟
-حالا هروقت رسیدم میگم
خب به کجا میخواهید برسید؟هدفتون چیه؟
-بالاخره هر کی میخواهد در کارش بهترین باشه
بهترین درجه اش هالیووده؟
-من توی ایرانم
سیمرغ بلورین؟
-از زبان من ننویس سیمرغ بلورین ولی سیمرغ بلورین برای هرکی ارزوئه
بریم سراغ ساعت شنی......وقتی اقای شریفی نیا این نقش رو به شما پیشنهاد دادند کس دیگری هم در ان اموزشگاه کاندید بود؟
-حدود یک سال از خروج من از اموزشگاه گذشته بود که اقای شریفی نیا به من لطف کردند و این نقش رو پیشنهاد دادند
شما براتون مهم بود که چه طوری وارد سینما بشید یا فقط میخواستید یک جوری وارد بشید؟
-بله برام مهم بود من حتی خیلی نقش ها قبل از اون حتی توی سینما از ادم خیلی معروفی هم بهم پیشنهاد شد و چون نقش فرعی بود من قبول نکردم
الان نقشتون در روز حسرت هم خیلی زیاد نیست؟
-این نقش درسته کوتاهه اما از نقش های اصلی سریاله و تاثیر گذاره
بله و خیلی هم خوب دراومده......حالا چی شد بعد از مهتاب ساعت شنی با اون شخصیت اومدید سر معصومه روزحسرت با 180 درجه تفاوت؟
-فکر کنم چهره ی معصومم خیلی کمک کرد.........حتی در فیلم ساعت شنی یکی از مشکلات کارگردان این بود که چهره ی من به نقش نمیخورد
حالا شما چه کار کردید که اون چهره اون طور که میخواستند در اومد؟
-یک بازیگر که نباید فقط یک نقش رو بازی کنه.......یک بازیگر اولین نقش رو که بازی میکنه با هر چهره ای در هر نقشی برای مردم جا میفته و قابل درکه اما در نقش های بعدی که براشون سخت اون بازیگر رو با شخصیت های مختلف ببینند

اولین جرقه برای بازیگری کی زده شد؟
-هشت سالم بود........یک روز توی خیابون یک گروه فیلمبرداری اومدند و از عکس و فیلم گرفتند که من و ببرند برای فیلم که بعد ما از اون خونه رفتیم و دیگه نشد و از اون به بعد بود که فکر کردم چقدر علاقه مندم به بازیگری
وقتی حضورتون در عرصه ی بازیگری جدی تر شد نظر خانواده تون چی بود؟چون الان اکثر خانواده ها مخالف بازیگر شدن بچه هاشون علی الخصوص دخترانشون هستند؟
-نه خانواده ی من خیلی زیاد مخالف نبودند
حالا واقعا" سینمای ایران ترسناک و یا ابتذال داره؟
-اصلا" ابتذال ربطی به سینما نداره.......و این روابط هر جا هست و در جامعه وجود داره ولی چون هنرمندان خیلی توی چشم ترند بیشتر به چشم می ایند
حجاب در سینمای باعث نشان دادن قدرت بازیگر زن ایرانی میشه یا جلوی پیشرفتش رو میگیره؟
-من خودم اصلا" بدون حجاب دیگه نمیتونم کاری رو انجام بدهم و واقعا" بهش عادت کردم
لیندا کیانی دو شخصیت رو تا به حال بازی کرده خودش شبیه کدوم شخصیت بیشتر؟
-هیچ کدوم یک حد وسطی موجوده
شما کدوم شخصیت رو بیشتر دوست دارید؟
-شخصیت معصومه رو بیشتر دوست داشتم اما نقش مهتاب رو بیشتر پسندیدم
شما نقدهایی رو که در مورد سریال های امسال ماه رمضان نوشته شده رو خوندید که میگن اصولا" سریال ها هیچ ربطی به ماه رمضان ندارد و خیلی هم بد اموزی دارد؟
-فیلم روز حسرت کاملا" موضوعش فرق داره و قراره که تغییر کنه و به ماه رمضان هم ربط پیدا میکند
شما بازیگری رو به عنوان شغل میبینید یا علاقه؟
-علاقه چون برای شغل هیچ تضمینی نداره
حالا یک موضوعی است که می گویند اگه کاری رو که انجام میدهید دغدغه ات بشه تمام فکرت به سمتش باشه میتونی توی اون کار موفق بشی اما اگه دل مشغولی های دیگری هم داشته باشی نمیتونی در اون کار پیشرفت کنی؟
-حتما" همین طوری هست ولی بازهم نمیشه اصلا" رویش حساب کرد
حالا شما به جز بازیگری به شغل دیگه ای فکر میکنید؟
-راستش و بخواهی یه مدتیه میخواهم معلمی کنم اما نه توی دبستان
سینما یا تلویزیون؟
-راستش بیشتر دوست دار سینما بروم
چرا سینما قابل قبول تر از تلویزیون است و بازیگرها روی سینما بیشتر دید دارند؟
-می ترسند بیایند تلویزیون و کمی دم دست تر بشوند
یعنی به نظر شما اقای قریبیان و خانم بایگان که وارد تلویزیون شدند دیگه کارگردان ها روی اونها به عنوان بازیگر سینمایی کمتر حساب می کنند؟
-خب اونها با بازیگران فعلی خیلی فرق دارند
شما کدوم فیلم رو می پسندید؟فیلمی که مخاطب می پسنده یا فیلمی که منتقد میپسنده؟
-این رو جواب نمی دهم......ولی هر دو نوع فیلم لازم است و جفتش خوبه
اما الان جفتش رو باهم نداریم یا فیلم گیشه داریم یا فیلم منتقد پسند؟
-خب دیگه ولی اگه باهم باشه خوبه.......مردم الان دنبال این هستند که بروند سینما و یک سوژه رو ببیند و بخندند
پس سینما یک هنر نیست یک تفریحه؟
-خب جفتش لازمه دیگه هم فرزند خاک برای گروه منتقدان و هم فیلم های گیشه برای مردم
حالا که بحث رفت سر فیلم های گیشه نظرتون راجع به دستمزدهای بالای بازیگران چیه؟که اون وقت سینما میشه یک تجارت که به یک بازیگر یک مبلغ هنگفتی بدهیم و در عوض فیلممون بفروشه؟
-خب این خیلی هم خوبه
اما هیچ جای دنیا صرفا" به خاطر بازیگر فیلم نمیفروشد
-حتی اگر این طور هم بشود خوبه سینمای ما نیاز به فروش دارد
خودتون اگر یک زمانی به جایی برسید که همه به خاطر شما فیلم ببینند ایا دست مزد بالا طلب میکنید؟
-چرا که نه؟
پس الان حرف خودتون رو که گفتید سینما عشق و علاقه است رو نقض کردید؟
-نه من میگم این خوبه اون هم خوبه
اولین دلیل انتخاب فیلمتون چیست؟
-از چه نظر
شما گفتید من کلی فیلمنامه رد کردم؟
-اره ولی در اون حد نبود چون فیلمنامه ی خوبی نداشت یا کارگردان و یا بازیگران مقابلم مورد تایید نبودند
کار کردن با اقای مقدم با تجربه راحت تر بود یا اقای بهرامیان جوان؟
-کار با اقای بهرامیان خیلی سخت بودن چون اولا" اینکه من کار اولم بود و بعد اینکه میزانسن های اقای بهرامیان خیلی سخت بودن کار با اقایمقدم هم اولش کمی سخت بود اما کم کم هماهنگ شدیم و از عوامل هر دو گروه یاد گرفتم
شما برای اینکه بازیگر بشید پول هم دادید؟
-نه پول ندادم پول هم نگرفتم
بازیگرها اول پولدارن بعد بازیگر میشن یا اول بازیگر میشن بعد پولدار میشن؟
-فکر نمیکنم کسی از قبال بازیگری پولدار بشه
نظرتون در مورد پارتی چیه؟
-نه به اون طور که شما فکر میکنید اما همین که ادم رو بشناسند خوبه
شما پارتی داشتید؟
-من رو اقای شریفی نیا شناخت و بعد بازیگر کرد حالا میخوای اسمش رو بذار بازیگری یا هر چیز دیگه
نه شما واقعا" حقتون بیشتر از اینهاست...بعد از ساعت شنی همه معتقد بودند که این فیلم یک سکوی پرتاب برای شما و خانم شریفی نیا و بقیه بازیگران جوان سریال است...........به نظر خودتون این طور بود؟
-ساعت شنی انقدر بد پخش شد و نا منظم پخش شد و سانسور شد که ما اصلا" راضی نبودیم
این سانسوریها از کجا میاد؟مگه قبل از پخش و یا ساخت فیلم کسی روی اونها نظارت نمیکند؟
-من واقعا" نمیدونم چه اتفاقاتی میفته
در کار روز حسرت سرعت ضبط کار بالا بود برای شما که یک بازیگر تازه وارد هستید سخت نبود؟
-برای همه سخت بود اما من دوست داشتم چون ادم عجولی هستم
خانم مهتاب نصیرپور اضافه شدنش در کار چه کمکی به شما کرد؟
-خیلی به من کمک کردند از وقتی که ایشون امدند من کلا" بازی م عوض شد
شما توی این فیلم یک نقش خاص داشتید و فقط باید با صورت بازی میکردید و این خیلی سخت بود چه طور تونستید انقدر خوب این نقش روایفا کنید؟
-هم خانم نصیر پور و هم اقای مقدم خیلی بهم کمک کردند و هم اینکه چند فیلم به همین سبک دیدم
یک اتفاق عجیب در سینمای ایران افتاد که خانم گلشیفته فراهانی در هالیوود یک فیلم خوب بازی کردند اول همه خوشحال شدند ولی بعد شایعاتی در خصوص ممنوعالکار و ممنوع الخروج شدن ایشون شنیده شد بعد وقتی ایشون رفتند و گفتند که دیگه به ایران برنمیگردند همه گفتند نه بازی ایشون خیلی هم خوب بوده حالا نظر شما در این مورد چیه؟
-من به خانم فراهانی افرین میگم
ولی حالا که گفتند میروند و نمی ایند؟
-قطعا" جاش اینجا خالیه اگر یک ورزشکار بود و این کار رو میکرد خیلی هم تشویقش میکردند
ایا حقش این برخورد بود؟
-اصلا" ایشون حق دارند که خودشون راه خودشون رو انتخاب کنند.........حتما" گلی بهترین راه رو انتخاب کرده
خود شما چطور اون وراب حاضرید بی حجاب بازی کنید؟
-من اگه اون ور اب بازی کنم هیچ وقت بدون حجاب بازی نمیکنم چون نمیخوام پلهای پشت سرم رو خراب کنم
کار تبلیغاتی انجام می دهید؟
-اره چرا که نه....ولی بستگی به اول اعتبار کالا و بعد پولش دارد
حالا شما می پسندید که اسم و چهره ی یک بازیگر باعث فروش یک کالا بشه؟
-اون باعث فروش نمیشه باعث میشه که اون کالا بیشتر به چشم بیاد و دیده بشود
نظرت راجع به اسامی زیر:
محمدرضا شریفی نیا:دیونیزوس(یکی از خدایان یونانی-خدای شراب)
بهرام بهرامیان:بزرگ و بخشنده
سیروس مقدم:زیرک و توانا
مهراوه شریفی نیا:مثل یک معلم
مهتاب نصیرپور:پر و قادر
لیندا کیانی: (ایشون لطف کردند و این سوال رو هم پاسخ ندادند)


نوشته شده توسط آوا در سه شنبه شانزدهم مهر 1387 ساعت 8:55 موضوع مصاحبه ها | لینک ثابت
درباره وبلاگ

::با رویاهای خود نجنگ,از تو بسیار نیرومندترند::
این وبلاگ رسما متعلق به لیندا کیانی عزیز است و مستقیما زیر نظر ایشان نوشته می شود.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
معارفه
بیوگرافی و فیلموگرافی
دست نوشته های لیندا
اختصاصیهای وبلاگ(خبر و...)
نقدها
مصاحبه ها
جلد نشریات
گالری عکسهای فیلم
گالری عکسهای نشستهای خبری
گالری عکسهای وبلاگ
پوستر
جشنواره فیلم فجر
جشن خانه سینما
تسلیت(پیمان ابدی)
ساعت شنی(عکس)
چشمان اسماعیل(عکس)
روز حسرت(عکس)
آقای دزد(خبر+عکس)
اختاپوس(خبر+عکس)
رستگاران(خبر+عکس)
دوستان
کانون هواداران نیوشا ضیغمی
سینمای ما
هواداران دو آتیشه پوریا پورسرخ
پوستر های سینمایی
گلشیفته فراهانی،ستاره سینمای ایران
هنر نو
یلدا ذبیحی(عکاس)
سکوت
فراسوی آسمان
باران ما::سایت خبررسانی باران کوثری
هواداران سایه روشن سینما::حمید گودرزی::
مهناز افشار
مجله الکترونیکی رز سرخ
بازیگرای نمونه
هواداران پوریا پورسرخ
فقط و فقط پوریا پورسرخ
هواداران همیشگی پوریا پورسرخ
کاشانه مهتاب
منبع عکسهای سینمای ایران
تصویر هنر(سینــــــمای ایران)
حامد بهداد
لیلا اوتادی،شاه ماهی سینمای ایران
طراحی هر عکسی که شما بخواین(علی گرافیک)
کلوپ هواداران فرهاد نجفی
بانی فیلم
آتنه فقیه نصیری
طرفداران خانواده ارجمند
مهـــــــــــروی سینمــــــــا
۩۞۩ هر چی عکس میخوای اینجاست زود بیا ۩۞۩
شاهرخ استخری
آنلاین با حامد کمیلی
لادن صحرایی(فروهر)
باغچه دلم
پوریا پورسرخ؟!سلام...!
کانون هواداران مصطفی زمانی
ساده اما زیبا(for you group)
وبلاگ سید محمدی
پوریا پورسرخ(کارو)
وبلاگی از یک هوادار پوریا پورسرخ
تک هوادار گلی
کوروش فیلم
کانون هواداران طناز طباطبائی
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
طراح قالب
POWERED BY
با عضویت در کانون هواداران لیندا کیانی از آخرین اخبار پیرامون این هنرمند مطلع شوید
/embed>/embed>>/>/embed>>/>>/>>/>
"